مرتضى مطهرى

496

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

صاحبان قدرت بودند در تضاد قرار گرفته بود و لذا مىبينيم گردانندگان مشروطيت و تحريك كنندگان مثلًا معين التجار است و . . . استاد : بى خود مىگويند . آنهايى كه انقلاب مشروطيت را به وجود آوردند همه يك عده افراد آسمان جل [ و ساده زيست ] بودند كه اين فكرها را به وجود آوردند . - مىگويند اينها تحريك كردند كسانى را كه از خفقان فئوداليسم . . . استاد : چنين چيزى را از خودشان مىتراشند . حتى در جبههء روحانيين شكاف واقع مىشود . اين با منطق اينها سازگار نيست ، براى اينكه همهء روحانيين از نظر اينها وابسته به يك گروهند و حال آنكه ما مىبينيم يك شكاف بسيار عميق به وجود مىآيد . مرحوم آخوند و آقا شيخ عبد اللَّه مازندرانى در يك جهت قرار مىگيرند ، آقا سيد محمدكاظم در يك جهت ديگر و يك شكافى پديد مىآيد كه در حد تكفير واقع مىشود ، در صورتى كه زندگى مادى آخوند ملا محمدكاظم و آقا سيد محمدكاظم هر دو در يك سطح بوده يعنى دوتا خانهء نمور [ و محقر ] داشتند تا آخر عمر . منشأ گرايش اينها به اين جهت و گرايش آنها به آن جهت چيست ؟ اتفاقاً در اين قضايا شما مىبينيد ثروتمندِ ثروتمند با گداى گدا همدوش و همكار بودند و حركت مىكردند . خود مثلًا باقرخان و ستارخان كى بودند ؟ اينها چه منافعى داشتند ؟ وابسته به چه گروه و طبقه‌اى بودند ؟ به بورژواها وابسته بودند ؟ حتى در ميان خود شاهزاده‌هاى قاجار عده‌اى طرفدار مشروطيت بودند كما اينكه در ميان شاهزاده‌هاى قاجار در دورهء اخير كمونيست هم درآمد . سليمان ميرزا خودش يك رهبر كمونيستى بود در ايران در اوايل كمونيسم ، در صورتى كه يك شاهزادهء قاجاريه بود . - بعد مىگويد سرمايه دارى هم محكوم است به تبديل كيفى به سوسياليسم ، به اين دليل كه سرمايه دارى با ترقيات تكنيك ، توليد را هرچه فشرده‌تر و مجتمعتر مىكند ، افراد بيشترى در كار توليد سهيم مىشوند و اين امر با ذات سرمايه دارى كه مالكيت انحصارى ابزار توليد است مناقض است ، پس بايد اين مالكيت به مالكيت جمعى بدل شود . آنگاه اين سؤال پيش مىآيد كه ملاك تطابق روابط توليدى با قواى توليدى چيست ؟ چگونه بفهميم قواى توليدى كه به اين سطح رسيد چه روابط توليدى با آن منطبق است ؟ آيا اين دليل است كه چون تعداد افرادى كه در كار توليد سهيم مىشوند زياد شده است پس مالكيت هم بايد جمعى شود ؟ پس اين مطلب را چرا در مورد بردگى نمىگوييد ؟ از بردگى به فئوداليته هم همين حرف را بزنيد كه مالكيت